نگاهی به تاریخچه محمودآباد

شهری که اکنون در باره آن سخن می گوئیم سابقه تاریخی آن به سال ۱۳۰۷ هجری قمری در زمان ناصرالدین شاه بر می گردد. قبل از بازگو کردن تاریخچه محمودآباد باید از آبادی دیگری بنام اهلم سخن به میان آورده شود زیرا محمودآباد وارث و جانشین تمدن آباد است . اهلم اکنون که در ه کیلومتری شمال غربی محمود آباد قرار دارد قصبه بسیارآبادی بود. چنانکه اکنون روستاهای غرب شهرستان محمودآباد اهلمرستاق خوانده می شود همواره در کتابهایی که از مازندران نام برده شده نام اهلم همراه با ناتل و رستمدار آمده است . چنان بر می آید  که قرن دوم هجری تا زمان افول ستاره اقبال آمل (تا زنان زندیه و افشار)‌اهلم برای آن شهر بزرگ پیش بندری فعال و پررونق بود. مکان قصبه اهلم دقیقا مشخص نیست اگر بندر بودن آن پذیرفته شود باید مکانش نزدیکتربه دریا باشد زیرا اکنون اهلم تا دریا فاصله دارد. وجود یک آبادی بزرگ مثل خشت سر همراه با امامزاده صالح با سابقه طولانی این ظن را بر می انگیزد که شاید این روستا در گذشته اهلم بوده یا به طریق با آن قصبه آباد ارتباط تنگاتنگ داشته است . گذشته از اهلم باید در شرق محمودآباد کنونی از بندری بنام دریابار نام برد که بندری فعال بود . که اکنون مکان دقیق آن مشخص نیست تمام این مطالب گویای این واقعیت است که محمود آباد کنونی از دیر باز توانایی بندر شدن را دارا بود.

اما شهری که اکنون محمود آباد خوانده می شود سابقه و. گذشته آن به زمان سطنت ناصرالدین شاه بر می گردد . قبل از زمان ناصرالدین شاه بزرگترین  آبادی منطقه تلیکسر بود که در آن روزگار محل بود و پاش و سکنی مالکان منطقه و مکان رتق وفتق امور بود . به این دلیل در آن حوزه علمیه و مسجد جامع بزرگی قرار داشت .

روستای محمود آباد در زمان ناصرالدین شاه بسیار کوچک بود که این منطقه در مکانی که اکنون از مرکز شهر به سمت شرق کشیده می شود واقع بود. دقیقا زمان پیدایش این روستا معلوم نیست اما در شرق محمودآباد کنونی رودخانه ای نسبتا بزرگ بنام چایرود وجود داشت با آبادی زیادی در اطراف آن .

در مسیر این رود شش روستای بزرگ دیگر بنامهای کلاهه شیربار نهک کش بند کلا پیدسرا و تشبندان قرار داشت که تبر آباد بر این مناطق مرکزیت داشت و در همین تبر آباد کارخانه بزرگ چوب بری ساخته شده بود که از چوبهای انبوه جنگل اطراف استفاده می شد و همین کارخانه بیشترین چوبهای تراوس برای ریلهای راه آهن محمودآباد به آمل را فراهم آورده بود.

آبادی تبر آباد بسیار پر رونق بود و محدوده آن تا دهانه رودخانه شهرود امروز امتداد داشت . محمودآباد فعلی جزء محدوده تبر آباد بود. جا دارد که نام باستانی تبر آباد بار دیگر با نام فراگیرنر نبرستان احیا شده و برای عمومیت یافتن شهرستان بر روی (این ) شهر گذاشته شود. تبرآباد محل زتدگی تیولدار منطقه بود و از آنها قصرهای  بزرگ بجا مانده بود سه قصراز همه مهمتر بود که بترتیب : قصر دو برادر بنام پولا و هولاخان و قصر سومی بنام نرگس خاتون (نرگس تپه ) از همه معروفتر بودند .

 

آثار تاریخی قبل از زمان ناصرالدین شاه

از روزگار کهن میتوان از وجود راه سراسری که منتسب به شاه عباسی است (آثار آن در محموآباد دیده  می شود ) نام برد که این راه در ۵۰ متری جنوب راه شوسه کنونی محمودآباد به بابل قرار داشت اما مهمترین بنای تاریخی آن زمان وجود مسجد و امام زاده بزرگی در مکان امروز دبستان انقلاب و راهنمائی امام بود . این مکان مسجد بزرگی با محوطه وسیع بود که مقبره امام زاده قاسم در آن قرار داشت و مسجد و محوطه مذکور محل زیارتی و سیاحتی شهرستان آمل بلکه شهرستانهای اطراف نیز بود . بخصوص در تابستان هر سال بویژه در روزهای چهارشنبه جمعیت انبوهی از مناطق اطراف حتی از پازوار و امیرکلا به اینجا می آمدند و به سیر و سیاحت می پرداختند که یکی از رایج ترین این تفریحات انجام کشتی لوجو بود . در ضلع شرقی آن تاسیساتی وجود داشت که به زبان محلی به آن کالم سرا (کاروانسرا)‌ می گفتند . چون محمودآباد در محل تقاطع راه آمل و تهران و گیلان به استرآباد قرار داشت در این مکان برای استراحت مسافرین و تجار کاروانسرایی ساختند که بعدها این کاروانسرا به محل حراست (منطقه ) تبدیل گردید. تعدادی تفنگداران محلی که در ارتباط با دولت بودند در آن قلعه به حراست و نگهبانی مشغول می شدند.

لازم با یادآوری است که در روزگاران گذشته هر منطقه از د.و جانب مورد تهاجم قرار می گرفت . اول از جانب یاغیها که سر از اطاعت دولتیان می پیچیدند. دوم دولتیانی که گاه بی مزد و مواجب بودند . اما مناطقی که در کنار دریا واقع بود از طریق سومی هم مورد تهاجم قرار می گرفت که آ ن از راه دریا می بود که حدود ۷۰۰ تا ۳۰۰ سال پیش و تا زمان روی کار آمدن رضا شاه ترکمن ها به غارتگری از طریق دریا می پرداختند . کاروانسرای یاد شده جهت جلوگیری از حمله دریای ترکمن ها  مورد استفاده قرار می گرفت . در شرق محمود آباد کنونی بطور تقریب فاصله بین مجتمع ورزشی آموزش و پرورش در جاده حربده و ۲۰ دستگاه در غرب این مجتمع دهانه رود بزرگی بود آن رود (چایرود)‌خوانده می شد و آبادی بسیار بزرگ تبرآباد در مصب آن بنا گردیده بود.

اکنون امامزادهای در منطقه گنبدبن در یک کیلومتری غرب حربده دوباره بازسازی شده است . سندی از زندگی در این منطقه است به دلایلی از جمله تغییر مسیر رود آبادیهای اطراف از باشندگان و سکنه خالی شده و مردم به جاهای دیگر مهاجرت کردند و روستاهای جدیدی را بوجود آوردنداز جمله این روستا شاید بتوان حربده و محمودآباد را نام برد.محمودآباد در کنار رودخانه ای تازه ایجاد شده ‌بنام وقفی رود ساخته شده . چند خانوار که تعداد آنها اندک بود در آن اطراف زندگی می کردند تا اینکه در زمان ناصرالدین شاه یکی از تجار بنام آن زمان که ‌ارتباط تنکاتنگ با دربار داشت بنام محمد حسن خان امین الضرب پس از مشاهده محمودآباد در فکر ایجاد بندری جدید در این شهر افتاد. برای تحقق این منظور محمودآباد را از مالکان تلیکسر خرید و قطعه زمین دیگری در روستای آهو محله خریداری نمود و در آن قطعه زمین ساختمان بزرگ مسکونی تجاری  ساخت که اولین آثار باستانی محمودآباد بود. این ساختمان بزرگ در جوار مزار شهداء آهو محله ایجاد گردیده بود که اکنون آثاری از آن نیست . حاج محمد حسن خان اسفهانی برای بهره برداری از معادن کوههای البرز راه آهنی از محمودآباد تا کوههای البرز در جنوب آمل کشید و بندری که امروز در ضلع شرقی استراحتگاه کارگران وزارت کار واقع است ایجاد کرد و آنرا بندر ناصریه نامید . و چند بنای جانبی نیز در کنار راه آهن ایجاد نمود از جمله حمام بهداشتی برای کارگران راه آهن که مکان آن بهداری هفت تیر در شرق محمودآباد بود کشیدن راه آهن در یک منطقه بسته و تا اندازه ای از تمدن جدید دور ‌اشکالهائی را در بر داشت . از جمله مالکان  منطقه که از نزدیکان دربار بودند ایجاد راه آهن را با منافع خود در تضاد می دیدند می پنداشتند که این راه آهن تجارت سنتی را بخطر می اندازد و برای دام و چهارپایان نیز خطرناک است . به دربار شکایت کردند و طرفین در این منازعه درگیر شدند تا سرانجام متنفذین منطقه موفق گشتند و دستور تعطیل کار این راه را گرفتند . اولین راه آهنی که جنبه اقتصادی داشت از کار افتاد.

چرا محمود آباد بعنوان بندر از روزگاران گذشته مورد توجه بود؟

برای بررسی این موضوع باید به دو مسئله توجه کرد . نخست موقعیت داخلی و دوم تحولات خارج از کشور. در رابطه با تحولات خارج از کشورباید نگاهی به داخل امپراتوری روسیه بیندازیم زیرا که در آن روزگار امپراتور روس برای سهولت در امر تجارت راه آهن سراسری را از مسکو تا قفقاز و از مسکوتا سیبری ومرز چین در دست ساخت داشت که راه آهن مسکو به آستاراخان و تاشکند و از آنجا به مرزهای چین کشیده می شد. و از سوی دیگر راه آهن قفقاز از مسکو به کیف و از کیف به تفلیس و از تفلیس به بادکوبه (باکو)  ‌امتداد می یافت و بعنوان یک راه آهن و راحت تجاری محسوب می شد و محمد حسن خان که تاجری آگاه و جهاندیده بود از این موضوع آگاهی داشت و می خواست برای پیشرفت امر تجارت از این امکانات استفاده کند . زیرا در مکاتبات بین امین الضرب و ناصرالدین شاه به این امر توجه شده بود.

درآن زمان مال التجاره ای که برای ایران از اروپا می آمد هم مسیر طولانی دریایی را طی می کرد و هم در داخل مرزهای ایران در جنوب از هجوم مردان قبایل در امان نبود پس بندری مثل ناصریه (محمودآباد ) میتوانست هم با اتصال به بندر باکو از راه قفقاز به اروپا بهره گیرد و هم با اتصال به بندر کراسنووسک از راه آهن ماورالنهر بهره مند گردد.

عوامل داخلی که باعث شد محمودآباد برای بندر شدن مورد توجه قرار گیرد میتوان اینچنین برشمرد:

بندرهای فعال دریای خزر مثل بندر انزلی و آبادی های شبه جزیره میانکاله از نفوذ ایران  خارج بوده و تحت نظر دولت روس قرار داشت و دیگر آنگه فاصله بین محمودآباد تا تهران که جدیدا به شهری بزرگ تبدیل شده بود از تمام شهرهای سواحل دریای مازندران کوتاه تر بود و از مناطقی عبور می کرد که مورد هیچگونه تهدیدی از سوی راهزنان که در آن روزگار بلای بزرگ تجارت بودند قرار نمی گرفت راهی کوتاه و امن بود. با توجه به آن موقعیت زمانی در ایران تجار در اکثر راههای تجاری از آسیب راهزنان در امان نبودند این عوامل باعث شد که محمودآباد برای بندر شدن مورد توجه قرار گیرد .

محمود آباد در فاصله سلطنت ناصرالدین شاه تا رضا شاه

محمود آباد در فاصله سلطنت ناصرالدین شاه تا رضا شاه بعلت اینکه وضع داخلی ایران ثبات نداشت و آرامش و  امنیت بر قرار نیود در تمام ایران سازندگی و عمران و آبادانی صورت نگرفت حتی شهر بزرگی  چون آمل که به قریه تبدیل شده بود حرکتی برای سازندگی نداشت . در این فاصله اقدامات محمد حسن خان امین الضرب از بین رفت و از تمام آن آبادانیها فقط یک ساختمان بزرگ چند طبقه بیشتر بجا نماند و آن ساختمان که در اصطلاح محلی بدان عمارت می گفتند که در آهو محله سمت شمال غربی مزار شهدا واقع بود ساختمان نامبرده زمانی محل تجارت امین الضرب بود و سپس برای مقاصد گوناگون مورد استفاده قرار می گرفت ولی امروز آن اثر باستانی بکلی نابود شد.

در هر صورت در سال ۱۳۰۸ محمودآباد به همراه چند شهر در مازندران مثل علی آباد شاهی (قائم شهر ) مشهد سر(بابلسر) تبرآباد (محمودآباد) دهنو (نوشهر) و سخت سر(رامسر) مورد توجه قرار گرفت .

در محمود آباد نقشه شهر پیاده شدو سه خیابان کشیده شد و نیز بعلت مرکزیتی که داشت کم کم به مرکز بخش تبدیل گردید و بعنوان بخش ۱ شهرستان آمل شناخته شد این بخش از سولده (غرب محمودآباد) تا فریدونکار (شرق محمودآباد) کشیده می شد و دهستانهای اهلمرستاق هرازپی دابو و قسمتی از نور یعنی از امیر آباد تا سولده (نور) امروز را در بر می گرفت . در زمان رضا شاه برای سرپرستی هر بخش بجای بخشداری کار پردازی ایجاد گردید و از سال ۱۳۱۲ رسمآ کارپردازی محمودآباد که حکم بخشداری داشت مشغول به کار شد و اولین کارپرداز آن موسی خسروی ‌دومین آن یزدانی و آخرین آن علی شیزاد بودند . هر کارپردازی (بخشداری ) از چند بلوک  و هر بلوک از چند ده تشکیل می شد هر بلوک از یک سر بلوک و هر ده را یک کدخدا اداره می کرد بخش ۱ (‌محمودآباد ) از ۷ بلوک  تشکیل شده بود . در این دوره چند اسلکه جدید در شهر محمود آباد تاسیس شد منتهی با ظرفیت کمتر.

محمود آباد اکنون مرکزیت یافته بود. در مغرب محمودآباد کارخانه بزرگ و مدرن شالیکوبی ایجاد شد که سه عدد از این کارخانه در شمال ایران ساخته شد که این کارخانه ها در رشت محمودآباد و شاهی ( قائمشهر) بنا گردیده بود. چون بیشتر صادرات برنج مازندران و گیلان به روسیه و بندر بادکوبه صورت می گرفت  بدین منظور اسکله ای چوبی ساخته شده بود که محل اسکله در شمال غربی  استراحتگاه کارگران وزارت کار واقع می گردید و چون کارخانه در مغرب اسکله ساخته شده بود و بین اسکله و کارخانه شالیکوبی رودخانه شهرود قرار داشت بر روی رودخانه پلی ایجاد گردیده بود و ریلی از کارخانه تا اسکله امتداد می یافت و بدین ترتیب برنج های  استحصالی از شالیکوبی  به کنار اسکله  حمل می کردند . سپس با کرجیها آنرا به کشتی های بخاری(پراخوت ) می رساندند تا از آنجا به شوروی حمل گردد. در ضمن دو انبار بسیار بزرگی در محمودآباد احداث گردیده بودکه یکی در جوار کارخانه شالیکوبی بطول ۱۰۰ متر و دیگر انبار ۶۰ متری که در شرق دبستان انقلاب امروز واقع بود که تولیدات منطقه مثل برنج و کنف که از همه مهمتر بودند خریداری و انبار می گردند و برنج را به شوروی  صادر می نمودند.

برای سهولت امر صادرات ساختمان گمرک را احداث کردند که محل آن همین دبستان انقلاب امروزی است زمانی اداره فعال گمرک بود . در اطراف شهر محمود آباد دوباره پرورش کرم ابریشم شروع شد کارگاه مدرن پیله کشی (پیله خانه ) در جوار کارخانه شالیکوبی احداث گشت که پیله های کرم ابریشم پس از آماده شدن از آنجا به کارخانه ابریشم بافی چالوس  ارسال می گردید.

چون محمودآباد به  مرکز  بخش  بزرگی تبدیل شد در راه  توسعه آن فعالیتهای  گوناگون صورت گرفت که می توان از جمله این اقدامات ایجاد کارخانه برق برای روشنایی شهر ایجاد ادارات از جمله دفتر املاک اداراه طرق که مرکزیت غرب مازندران را داشت و مراکز انتظامی و مرزبانی و جنگلبانی و …… را نامبرد. و نیز برای توسعه شهر نشینی در مسیر وقفی رود و خیابان تازه تاسیس که از ساختمان نآمین اجتماعی امروز شروع می شد و تا به درمانگاه هفتم تیرامتداد می یافت . خانه های جدیدی پس از خراب کردن خانه های قدیمی در محل آنها احداث گردید و مردم را تشویق به سکونت در آن می کردند اما  به دو دلیل این خانه ها از طرف بومیان با استقبال روبرو نشد . نخست اینکه بومیان به خانه ها سنتی خود علاقه چند ساله داشتند و آن را به زندگی در خانه های مدرن ترجیح می دادند و دوم به کشف حجاب بر می گشت که در شهرها چادر و روسری از سر زنها بر می داشتند و زنان مسلمان بهتر می دیدند که زندگی شهری را رها کرده و به روستاها پناهنده شوند در نتیجه مهاجران جدیدی از شهرهای اطراف به محمودآباد کوچ کرده و در این خانه های نوساز مسکن گزیدند . خیابان دیگری نیز از روبروی پاسگاه انتظامی امروز به طرف جنوب کشیده می شد و تا پل وقفی رود ادامه داشت و در مسیر این خیابانها مغازه هائی ساخته شد که هنوز پا بر جاست از روستاهای اطراف افرادی را که سر شناس تر بودند به آنجا کوچ می دادند. تعدادی ساختمانهای مدرن تر نسبت به آن خانه های یاد شده که در بین مردم به قصر معروف بود ایجاد شد که معروفترین آنها قصر شاه ولیعهد و چایخانه  شاه شهرت داشت که تعدادی از آنها در هاضمه زمین خواران جای گرفت .

محمودآباد پس از شهریور سال ۱۳۲۰

پس از شهریور سال ۱۳۲۰ دیگر آن التهاب و جوشش به سردی گردانید و این امری مسلم بود زیرا که ضعیف شدن حکومت مرکزی و از هم پاشیدن آن سیستم و نظامی که ترقی و اقتصاد را پیش می برد . وقفه در کار عمرانی بوجود آوردو محمود آباد نیز نمی تواتست از این امر کلی مستثنی گردد و در نتیجه یا بسیار از طرح سازندگی از رونق افتاد و یا بسیار کند شده بود تا اینکه پس از تثبیت اوضاع کلی عمران آبادی در سراسر ایران شروع شد و شهر محمودآباد نیز دوباره مورد توجه قرار گرفت . در سال ۱۳۳۵ در شهر محمودآباد شهرداری ایجاد شد و در آغاز کار برای شهرداری سرپرستانی تعیین شدند که عبارت بودند از آقایان مجد پنجه ای و وحدت پناه . و پس از تشکیل انجمن شهر در سال ۱۳۳۸ آقای کریم سعیدی بعنوان شهردار انتخابی مشغول بکار شد . از آن تاریخ دو باره محمودآباد  شروع به پیشرفت نمود از آنجا که محمودآباد شهری بندری بود پیشرفت آن شتاب گرفت و با تصویب وزارت کشور در سال ۱۳۵۱ این منطقه به بخش تبدیل گردید. و بخش جدید از دابوی شمالی ‌هراز پی شمالی و اهلمرستاق شمالی تشکیل می شد که به بخش هراز معروف گشت و شهر محمودآباد به عنوان مرکز آن بخش انتخاب شد. دهستان اهلمرستاق به مرکزیت کلوده ‌دابوی شمالی به مرکزیت سرخرود و هرازپی شمالی به مرکزیت بیشه کلا ‌این بخش را تشکیل می دادند و چون محمودآباد منطقه بزرگ کشاورزی بود و بعلت اهمیت ارتباطی اقتصادی و صنعتی کم کم  استعداد شهرستان شدن را پیدا کرد و با تلاش مسئولان شهر محمودآباد در سال ۱۳۷۰ به شهرستان تبدیل گردید . اولین شهردار محمودآباد بعد از شهرستان شدن آقای سیف ا… فرزانه و اولین فرماندار آن مهندس طبری بود.

 

 

مراحل رشد محمودآباد از سال ۱۳۲۰به بعد

در باره مراحل پیشرفت محمودآباد بعد از شهریور ۱۳۲۰ باید به این  نکته توجه شود که بعد از شهریور ۱۳۲۰ تا زمان ایجاد شهرداری نه تنها محمودآباد پیشرفت نکرد نه تنها آن مقدار پیشرفت و توسعه که قبل از شهریور ۱۳۲۰ پیدا کرده بود راکد شد بلکه شهر رو به خرابی گذاشت .

بسیاری از مؤسسات اقتصادی آن از حیز انتفاع افتاد تا اینکه بعد از ایجاد شهرداری در سال ۱۳۳۵ و ایجاد کارخانه چتایی ایجاد استراحتگاه نفت توسعه در شهر شروع شد. علت عدم توسعه شهر در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۸ را باید در طرز تفکر افرادی که تازگیها پس از ضعف املاک بعنوان مالک یا مباشر در منطقه ظهور کردند جستحو کرد که با تمام قوا از پیشرفت منطقه جلوگیری می کردند تا وضعیت موجود را حفظ کنند . پس از ایجاد شهرداری و ایجاد پارک و بلوار جدید زمینه برای پیشرفت شهر مهیا شد .  از قضا در همین احوال جاده هراز نیز افتتاح گردید و دو شهر آمل و محمود آباد بسرعت راه توسعه را پیمودند و محمودآباد و بهمراه بابلسر نوشهر و چالوس بعنوان یک شهر توریست و گردشگری مهم مطرح گشت و هتل و متلهای گوناگونی در سطح شهر دایر گردید که در مشهور شدن شهر محمودآباد در ایران نقش بسزائی داشت . در این مراحل پیشرفت شهر و توسعه یافتن آن روستاهای مجاور جزو محدوده شهر قرار گرفت که اکنون نگاهی به توسعه شهر و روستاهایی که بدان پیوستند می اندازیم و تاریخچه مختصر این روستاها را بازگو می کنیم .

مرحله اول : نخستین آبادی که نام محمودآباد را بخود گرفت قسمتی از تبرآباد قدیم بود که ساکنان جدید نام آنرا محمودآباد گذاشتند و آن در مسیر وقفی رودتا شهرود واقع می شد.

و همین محل مورد توجه محمد حسن خان واقع شد و بندر در این آبادی ساخته گردید و تعدادی از غیر بومیان به این محل نقل مسکان کردند و سپس از محل مزبور مهاجرت نمودند.

مرحله دوم : توسعه محمود آباد به زمان رضا شاه مربوط می شود که شهر با گسترش خود روستاهای آهو محله را در بر گرفت و در این زمان مهاجرت نسبتآ بزرگ به شهر جدید الاحداث از شهرهای اطراف مثل آمل و بابل صورت گرفت و تا اندازه ای فرهنگ شهر را تحت تآثیر قرار داد و با خود شیوه‌شهرنشینی را به ارمغان آورد و در بین ساکنین اشاعه یافت .

مرحله سوم : گسترش شهر با ایجاد کارخانه چتایی و استراحتگاه شرکت نفت آغاز گشت و مهاجران نستبآ‌زیادی از شهرهای اطراف حتی خارج از استان به این شهر آمدند. با ایجاد کارخانه و استراحتگاه شرکت نفت قشر حدیدی در شهر پدید آمد که آن قشر کارگر با  نیازهای خاص خود بود.

به دنبال این توسعه در این مرحله تمامی آهو محله و قسمتی از سوراخ مازو از سال ۱۳۳۲ الی ۱۳۵۷ در محدوده شهری قرار گرفت . این مرحله با ایجاد چند اردوگاه تفریحی و مثل و جلب ایرانگردی و جهانگردی و رونق اقتصادی و شهرت شهر افزود و محمودآباد در گروه چهار شهر مهاجر پذیر قرار گرفت .

مرحله چهارم : این مرحله با گشترش شهر همراه بود با چنبش وسیع برای شهر نشینی در ایران و افزایش سریع جمعیت در کل ایران به دلایلی که از حوزه بحث ما بیرون است جمعیت از روستاها کنده و راهی شهر شدند و شهرها به سرعت گسترش یافت و محمودآباد نیز در این مرحله که از سال ۱۳۵۳ شروع شده و تا کنون ادامه دارد بسیار وسیع گردید چنانکه خانواده بسیاری از روستاها به شهر محمودآباد مهاجرت کردند و حتی از استانهای دیگر بخصصوص آذربایجان گروه زیادی به محمودآباد نقل مکان نمودند. محدوده شهر افزایش یافت .تمامی سوراخ مازو تلیکسر و آباد محله به محدوده شهر افزوده شد و گذشته از آن محلات و کوی های مسکونی جدید بنا گردید مانند کاله در شرق سوراخ مازو و در غرب محمودآباد محلات  و کوی های  تازه ساز ایجاد گردید و همچنین در شرق محمودآباد در دو سوی خیابان معلم محلات جدیدی ایجاد شد که در بافت فرهنگی شهر در باره آن بیشتر سخن به میان می آوریم .

نظری کوتاه به تاریخچه محلات محمودآباد

در باره سابقه تاریخی منطقه محمودآباد در صفحات پیش سخن گفته شد . اکنون به بیان تاریخی محلات دیگری می پردازیم نخست از اولین روستا که به محدوده شهر افزوده شد سخن می گوئیم و آن آهو محله است . اهو محله در غرب محمود آباد قرار دارد از شمال به دریای خزر ‌از شرق به محمودآباد ‌از جنوب و جنوب غربی به سوراخ مازو و از غرب به آزاد مون محدود است . علت نامگذاری آن به این نام معلوم نیست . ولی وجود اهوان زیادی از نوع شوکا در زمانهای نه چندان دور شاید دلیل اصلی نامگذاری آن به اهو محله باشد . بیش از این اطلاعی در دست نیست .

دومین روستائی که با توسعه شهر به محدوده آن افزوده شد سوراخ مازو است . این محل جدید از شمال به اهو محله و محمودآباد از مشرق به حربده از جنوب به تلیکسر وآباد محله و از مغرب به آزاد مون و خشت سر محدود است . روستای وسیعی با تاریخ کهن می باشد . علت نامگذاری آن را باید در تحقیق در محل بسیار فدیمی دیگری که فعلآ  نام آن باغ بن است پیدا کرد . پس چند سطری در باره باغ بن می نویسیم . باغ  بن که دارای  سابقه تاریخی بسیار طولانی است که در باره آن تحقیق جامعی صورت نگرفت . منطقه باغ وبن قبل از آنکه مازندران به دین اسلام گرائیده شود آباد بود. این منطقه را گبرنشین می گفتند . در سالهای اخیر در منطقه باغ بن (‌اکنون در جبوب جاده آزاد مون در فاصله ۶۰۰ متری غرب بلوار امام قرار دارد )‌بومیان برای توسعه آب بندان با لودر خاک برداری و هموار کردند ‌کاسه های گلی منقش بدست آمد که تمام آن زیر چرخهای لودر خرد شد. یعنی تاریخ کهن این محل محو گردید. و بعضی از بومیانی که در آنجا ‌باغ سبزی کاری دارند می گفتند که کاسه های زیبا و پر نقش و نگار از دل خاک بیرون آورند. در چند کیلومتری اطراف این روستا یعنی در جنگل های آزادمون. ساحل شهرود در سوراخ مازو تونلهای زیر زمینی که از آجر ساخته شده بود پیدا کردند می گفتند که این تونلها همچنان ادامه داشت .

می توان چنین احتمال داد که این تونلها از منطقه باغ بن شروع می شد و به اطراف گسترش می یافت . ممکن بود محلی برای مخفی شدن مردم و ساکنان آن منطقه برای فرار از خطر باشد و یا کانالی برای عبور آب یا فاضلاب در هر صورت وجود آجرها و سفالهاو کوزه ها و ماسه های منقش و کانال کشی از یک زندگی با مرحله بسیار پیشرفته  در این منطقه از روزگاران بسیار دور خبر می دهد . خوشبختانه مکانهای دست نخورده در منطقه باغ بن وجود دارد و می توان در آن به تحقیق پرداخت . اما علت نامگذاری سوراخ مازو وجود همان تونلهائی بود که از باغ بن به اطراف از جمله سوراخ مازوکشیده می شد البته اقوال دیگری هم برای نامگذاری این منطقه به سوراخ مازو رایج است .از جمله وجود درختان مازو یا موزی وبلوط کهنسال است که این منطقه به سوراخ مازو مشهور شد که چندان معتبر نیست . در هر صورت روستای سوراخ مازو و یا لیکاموزو در مسیر رود خانه شهرود به طول ۲ کیلومتر ادامه داشت .

سومین روستائی که در محدوده شهری واقع شد روستای تلکسر می باشد . این روستا در جنوب محمود آباد واقع شده است و از شمال به سوراخ مازو و از شرق به حربده و از جنوب به سیار کلا و ترسیاب و از مغرب به آزادمون و یوسف آباد محدود است .

علت نامگذاری تلیکسر

تاریخچه تلیکسر: تلیکسر را باید از دیگر محلات محمودآباد قدیمی تر دانست زیرا پس از آنکه باغ بن و بدنبال آن اهلم مرکزیت و اهمیت خود را از دست بدهد بجای آن دو منطقه در اطراف محمود آباد جانشین اهلم شدند یکی تبرآباد در شرق محمود آباد کنونی و دومی تلیکسر است . زیرا در این زمان آمل دیگر  مثل گذشته اعتبار و رونق نداشت و بجای آن بابل به نام بار فروش مرکزیت یافته بود و در نتیجه خوانین که در تبرآباد زندگی می کردند در ارتباط با شهر بارفروش بودند و شاید از تیولداران بار فروش نمایندگی می کردند .

اما تلیکسر حداقل از اوایل سلسله قاچار بر چندین روستا در اطراف محمودآباد مرکزیت یافته بود و محل زندگی خوانین جنوب غربی اهلمرستاق شده بود و این خوانین از زما ن فتحعلی شاه این منطقه را به عنوان تبول دریافت کردند و در این روستا اقدامات چندی صورت گرفت و از آنچه که در اذهان مردم هنوز مانده است مسجدی بود که روستاهای اطراف برای ادای فریضه مذهبی در ماه رمضان هر سال به آنجا می آمدند و دیگری حوزه علمیه بود که به تربیت دانش آموزان و طلبه ها می پرداخت چون این مالکان روی نمدی که نقش و نگار داشت و به آن نلیک می گفتند می نشستند به این نام خوانده شد.